مجله اینترنتی کیتی(نبینی ضرر کردی)
درباره وبلاگ


به وبلاگ مجله اینترنتی کیتی خوش آمدید
آرشيو وبلاگ
نويسندگان
دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 22:50 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

3e906df24083a3a712748834a2e12a96 عکسی قدیمی از ابوالفضل پورعرب و همسرش

دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 22:48 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

7530fc716cc1ff6b8bc382a1cae27ea8 رابطه پراید با هندوانه + عکس

دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 22:43 :: نويسنده : مصطفی رحمانی
تاکسی نارنجی تهران در لندن! مسعود نیلی، صاحب و راننده تنها تاکسی پیکان در لندن انگلستان! «تاکسی تهران» مجوز رانندگی با ماشین پیکان رو در انگلستان کسب کرده است. آقای نیلی صاحب یک آژانس املاک در شمال‌غربی لندن است.
دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 22:29 :: نويسنده : مصطفی رحمانی
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور همراه با مردم ظهر روز یکشنبه دهم محرم در حرم حضرت معصومه(س) قم به عزاداری پرداخت.
دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 22:25 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

مهدیه السادات حاجی میرزاده در گفت‌وگو با ایسنا، در مورد علل کم خونی و فقر آهن، اظهار کرد: مهمترین و شایعترین علل بروز کمبود آهن مصرفی در رژیم غذایی روزانه و کاهش مصرف در انواع گوشت بویژه گوشت قرمز است که آهن قابل جذب دارد.

وی از عوامل دیگر کم خونی و فقر آهن را مصرف چای همراه با غذا و یا بلافاصله پس از غذا دانست و افزود: تانن موجود در چای می تواند جذب آهن غذا را به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش دهد.

حاجی میرزاده با بیان اینکه مصرف ناکافی مواد غذایی حاوی ویتامین C نیز احتمال بروز کمبود آهن را افزایش می دهد ادامه داد: ویتامین C که بطور طبیعی در میوه ها و سبزی های تازه و خام وجود دارد موجب افزایش جذب آهن غذا می شود و کمبود دریافت ویتامین C موجب کاهش جذب آهن غذا و در نتیجه کمبود آهن می شود.

وی مصرف ناکافی مواد غذایی آهن دار، شروع نکردن به موقع تغذیه تکمیلی و یا نامناسب بودن آن، مصرف چای همراه با غذا و یا بلافاصله پس از صرف غذا و آلودگی های انگلی مانند ابتلا به کرم قلابدار را از دیگر عوامل این کم خونی عنوان کرد.

وی با اشاره به جایگزین شدن غذاهای غیر خانگی تصریح کرد: انواع ساندویچ ها مثل سوسیس و کالباس که اغلب آهن کافی ندارند و مصرف هله هوله ها که معده را پرکرده و فرد را از غذای سفره محروم می کند نیز می تواند سبب کم خونی فقر آهن شود.

وی افزود: در دوران کودکی به علت افزایش رشد و همچنین دوران بارداری، نیاز بدن به آهن افزایش پیدا می کند.

کارشناس تغذیه مرکز بهداشت استان یزد بیان کرد: مصرف نانهایی که در تهیه آنها بجای خمیر مایه یا خمیر ترش، جوش شیرین بکار رفته و در نتیجه خمیر آنها ور نیامده و حاوی اسید فیتیک می باشد، مانع از جذب آهن می شوند.

وی گفت: کودکانی که با شیر مادر تغذیه نمی شوند بیشتر در معرض کم خونی فقر آهن قرار دارند چراکه آهن شیر مادر بهتر از سایر شیرها و شیر خشک جذب می شود.

حاجی میرزاده اضافه کرد: کودکان دو تا پنج سال به علت ابتلا به عفونت‌های شایع دوران کودکی مانند اسهال و عفونت های تنفسی و آلودگیهای انگلی در معرض کمبود آهن هستند.

وی ادامه داد: نوزادان کم وزن و نارس با کمتر از۲۵۰۰ گرم، از دو تا سه ماهگی ممکن است دچار کمبود آهن شوند.

وی به مصرف ناکافی یا عدم مصرف قطره آهن در دو سال اول زندگی اشاره و خاطرنشان کرد: میزان آهن موجود در شیر مادر کم است، با این وجود به دلیل اینکه جذب آهن شیر مادر بسیار خوب است، شیرخوار تا حدود چهار یا شش ماهگی نیاز به تجویز آهن ندارد و به ‌ندرت در قبل از شش ماهگی نیاز به تجویز آهن پیدا می‌ کند، اما به دلیل اینکه به تدریج میزان هموگلوبین خون شیرخوار کم می ‌شود لازم است بعد از چهار یا شش ماهگی از قطره آهن استفاده شود

 
سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 21:47 :: نويسنده : مصطفی رحمانی
یک شرکت آمریکایی اقدام به ساخت پروژه کنترل از راه دور هلیکوپتر برای کاربردهای آموزشی کرده که کنترل آن با قدرت ذهن صورت می گیرد.
 این دستگاه که نمونه اولیه آن تولید شده و مورد آزمایش قرار پازل باکس اوربیت نام دارد که از یک هدست تشکیل شده که می تواند تفسیر امواج مغزی را مورد نظارت قرار دهد.
پازل باکس طی دو سال گذشته برای کلاسهای درسی و تلویزیون اقدام به هلی کوپترهایی کرده که با قدرت ذهن کنترل می شود و اکنون به یک سایت اینترنتی روی آورده تا فروش محصول ۲۹۹ دلاری خود را آغاز کند.
بنیانگذاران این شرکت اظهار می دارند که ما درحال فروش و ساخت این اسباب بازی جدید متفاوت هستیم. ما به زودی کار روی هلی کوپترهایی که با ذهن کنترل می شوند را به پایان می رسانیم و انتشار راهنما و نرم افزار آنها را برای جدا کردن قطعات و سرهم کردن دوباره به دلخواه را آغاز خواهیم کرد.

این شرکت افزوده است که قصد دارد درسهایی برای چگونگی کنترل این دستگاه با ذهن منتشر کند و چگونگی تأثیرسیگنالهای مادون قرمز بر هلیکوپتر را تبیین کند. در حال حاضر آنها فرضیه ای را آزمایش می کنند که این نوع همکاری بتواند از نظر تجاری موفق باشد تا علم و آموزش در کنار هم قرار گرفته و نتیجه بخش باشند.

این هلیکوپتر اگر هنگام پرواز به اشیا و حتی دیوار برخورد کند مقاومت خواهند کرد و دچار سقوط نمی شود

پازل باکس اربیت دارای یک طرح کروی است که تیغه های هلیکوپتر را از برخوردهای غیرعمدی با اشیائی چون دیوار و سقوط محافظت می کند.
به رغم این که در گذشته هلیکوپترهای کنترل از راه دور به شکننده بودن شهرت دارد، این نمونه های اولیه از قابلیت ارتجاع برخوردار است و کیفیت ساخت آن به گونه ای است که دچار شکستگی نمی شود.

نمونه های اولیه از این هلیکوپترها با شارژر هرمی و برجهای کنترل

رها فان | قاتل 20 نفر در سینمای آمریکا خودکشی کرد+عکس

به گزارش رها فان، جیمز هولمز همان قاتلی است که در روز ۲۰ ژوئیه در حالی که چند اسلحه حمل می ‌کرد و ماسک گاز به صورت داشت، پس از انداختن یک نارنجک دودی درون سینما با شلیک کردن بیش از ۲۰ نفر را از پای درآورد.

 

او موهایش را به رنگ قرمز درآورده بود و هنگام حمله خودش را «ژوکر» – یکی از شخصیت‌های فیلم بتمن- خوانده بود. او سپس بدون مقاومت خودش را تسلیم پلیس کرد.

اما جیمز هولمز یک جانی سابقه دار نبود. او جوان باهوشی با تحصیلات دانشگاهی، در حال گذراندن دوره دکترای علوم اعصاب در دانشگاه کلرادو بود. هولمز دانش‌آموز مستعدی بود که در ۱۸ سالگی به دانشگاه کالیفرنیا در ریورساید رفته بود و با بالاترین نمره در رشته علوم اعصاب فارغ‌التحصیل شده بود و به گفته مقامات این دانشگاه یکی از نخبه‌ترین دانشجویان بود.
بعد او به عنوان دانشجوی دوره دکترای علوم اعصاب در دانشگاه کلرادو پذیرفته شده بود و برای تحصیل در این دوره بورسیه فدرال از موسسه‌های ملی بهداشت آمریکا دریافت کرده بود. او سالانه هزار۲۶ دلار بر اساس این بورسیه دریافت می‌کرد.

اما قاتل معروف کلرادو که پس از قتل عام هولناک در سینمای این شهر، ماه‌ هاست در انتظار حکم خود در زندان به سر می‌برد، در پی یک خودکشی ناموفق راهی بیمارستان شد.

جیمز هولمز چند روز قبل در سلول انفرادی خود با کوبیدن پی در پی سرش به دیوار در وضعیتی نیمه هوش به بیمارستان انتقال یافت. البته جراحات او چندان جدی نبود و پس از یک روز مراقبت، هوشیاری او بازگشت و از مرگ گریخت.

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 21:39 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

رها فان | دختر کوچکی که موهایش در پله برقی گیر کرد+عکس

یک دختر ۱۲ساله تایلندی، روز گذشته در یک مرکزخرید، هنگامی که روی پله برقی بود، موهای سرش به پله برقی گیر کرد و بیهوش شد.

 

دختر ۱۲ ساله تایلندی درحالی که پله برقی رو به بالا در حرکت بود، خم شده و به پایین نگاه می کرد که ناگهان موهایش در پله برقی گیر کرد.قبل از اینکه نیروهای امنیتی بتوانند پله برقی را متوقف کنند، او از حال رفته بود.سپس نیروهای امداد توانستند وی را بهوش آورند و به سرعت به بیمارستانی منتقل کردند.

رها فان | پسری که به خاطر بیماری اش همیشه شاد است+عکس

الیوت الاند پسر دوساله اهل پرستون انگلستان همیشه شاد است.
این شادی طبیعی نیست واو دچار عارضه نادری است که همواره لبخندی روی لبان او می نشاند. الیوت بخاطر ابتلا به این عارضه شاید هرگز نتواند صحبت کند و در راه رفتن هم دچار مشکلاتی خواهد شد. عارضه او انگلمن سیندروم نام دارد که می تواند عوارض جانبی متعددی داشته باشد. از جمله این عوارض هیجان زده شدن فرد در اثر کوچکترین اشاره و یا نگاه است .


الیوت برادر برزگتری به نام آلکس دارد و به گفته مادرش بزرگترین مشکل بیماری الیوت حضور برادرش است . چون زمانی که برادرش دچار مشکلی شده و گریه می کند ، الیوت با دیدن چهره برادرش شروع به خندیدن می کند واین مسئله به روحیه برادرش به شدت ضربه می زند

رها فان | سرو گرانترین ساندویج جهان در رستوران آمریکایی+عکس

گران ترین همبرگر در جهان در منوی غذای رستوران آمریکایی عرضه شد. آشپزان یکی از رستورانهای بورلی هیلز، شیکترین منطقه لس آنجلس، این همبرگر با قیمت بیش از ۵۰۰ دلار را اختراع کردند.

 

ترکیب این غذا با عنوان “تارتوف” تبارت از گوشت گاو مرمر ژاپنی، قارچ دنبلان سفید و پنیر مخصوص است. غذا شناسان برای لذت بردن از این نوع غذا باید آن را دو روز قبل سفارش دهند.

پیش از این، گرانترین همبرگر با قیمت ۲۹۵ دلار در یک رستوران نیویورک اختراع شد. ترکیب این همبرگر شامل نه تنها قارچ دنبلان، بلکه خاویار ماهیان خاویاری است. این همبرگر همراه با خلال دندان طلایی با الماس های خاتم کاری شده به مشتریان تقدیم می شود.

همانطور که سایت صدای روسیه اعلام کرد، همبرگری با قیمت ۲۹۵ دلار در یک رستوران در نیویورک عنوان گرانترین همبرگر دنیا را داشت. خبری از سایت باشگاه خبرنگاران در این رابطه تقدیم حضورتان می گردد.

گرانترین ساندویچ همبرگر جهان، با قیمت ۲۹۵ دلار نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد.

باشگاه خبرنگاران به نقل از پایگاه خبری تلگراف؛ این همبرگر گران و تجملی به مناسبت ماه می که به عنوان ماه ملی همبرگر در آمریکا شناخته می شود، در رستورانی در نیویورک سرو شده است.

در این ساندویچ همبرگر از یک نان مخصوص ژاپنی و سس مخصوص قارچ و کره به همراه نمک دریایی خاصی استفاده شده است.

روی این همبرگر، با پنیر چداری که ۱۸ ماه از عمر آن می گذرد، تزئین شده است و خلال دندان نفیسی روی آن قرار دارد که روی آن الماس کار شده است.

این ساندویچ برای مدت کوتاهی در منوی این رستوران قرار گرفته و پول حاصل از آن صرف امور خیریه می شود.

همه اینها در حالی است که سایت گینس حدود ۲ سال پیش قیمت گرانترین همبرگر جهان را ۵ هزار دلار اعلام کرده بود!!

آشپز فرانسوی ( Hubert Kelleris ) در رستوران خود ( Fleur ) در هتل و کازینوی ماندلای بی ( Mandalay Bay ) در لاس و گاس همبرگری با نام ( The FleurBurger ) درست می کند که  گرانترین همبرگر جهان است.قیمت این همبرگر ۵ هزار دلار است.

این همبرگر با گوشت کوبه ژاپنی،قارچ سیاه دنبلان،یک نان فرانسوی و سس قارچ دنبلان درست می شود.

رها فان | ستاره رئال مادرید جذاب ترین ورزشکار جهان شد+عکس

ستاره پرتغالی در این رای گیری ستاره هایی مانند اندی ماری و لبرون جیمز را پشت سر گذاشت

 

در جدیدترین نظرسنجی یک مجله معتبر آمریکایی، کریستیانو رونالدو، ستاره باشگاه رئال مادرید و تیم ملی پرتغال، به عنوان جذاب ترین ورزشکار سال ۲۰۱۲ جهان انتخاب شد.

در این نظر سنجی مردمی که چهره های سرشناسی حضور داشتند، کریستیانو رونالدو، با کسب اکثریت آراء و بالاتر از “اندی ماری”، قهرمان تنیس یو اس اوپن، “رایان لوچ”، شناگر مشهور آمریکایی، “لبرون جیمز”، بسکتبالیست بزرگ ان بی ای و تیم میامی هیت و “تیم تبو”، عضو تیم نیویورک جتز در رتبه نخست ایستاد و برتری خود را در این زمینه هم به رخ کشید.

جایزه بعدی که در انتظار کریس رونالدو است، توپ طلای سال ۲۰۱۲ فیفا است. با توجه به درخشش خیره کننده ستاره شماره هفت رئال مادرید و تیم ملی پرتغال در سال میلادی جاری، احتمال بردن این جایزه هم برای وی بسیار زیاد است. رونالدو برای این جایزه، با آندرس اینیستا، ایکر کاسیاس و لیونل مسی رقابت فشرده ای خواهد داشت

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 21:21 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

خبرگزاری فارس: دانشمندان اعلام کردند ملاقات با یک زن زیبا می‌تواند برای سلامت شما مضر باشد.

 

تلگراف نوشت؛ نتایج یک تحقیق در دانشگاه والنسیا نشان می‌دهد که ملاقات با یک زن زیبا باعث افزایش هورمون استرس موسوم به کورتیزول در بدن انسان می‌شود.

این هورمون تحت تاثیر استرس‌های فیزیکی و روانی در بدن انسان تولید می‌شود که می تواند در نهایت منجر به بیماری‌های قلبی شود.

برای بررسی این موضوع ، محققان از ۸۴ دانش‌آموز مذکر خواستند که هر کدام در یک اتاق نشسته و مشغول حل یک پازل شوند.در این اتاق دو غریبه که یک مرد و یک زن هم بودند نشسته بودند.

 دانشمندان متوجه شدند زمانی که فرد غریبه مونث اتاق را ترک می‌کند و دو مرد در کنار یکدیگر باقی می‌مانند میزان هورمون استرس آ‌ن‌ها تغییری نمی کند ، اما زمانی که فرد مذکر اتاق را ترک می‌کند ، میزان هورمون استرس در شخص افزایش پیدا می‌کند.

کورتیزول در دوزهای کوچک می‌تواند تاثیرات مثبتی در بدن داشته باشد و میزان هوشیاری و سلامت کلی بدن را افزایش دهد.

اما در صورتی که این هورمون به طور مداوم در بدن انسان باشد می‌تواند منجر به بروز بیماری‌های پزشکی مانند بیماری‌های قلبی ، دیابت و فشار خون بالا شود.

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 21:16 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

خبرگزاری فارس: «روآن اتکینسون» بازیگر شخصیت کمدی «مستر بین» از خداحافظی این شخصیت با دنیای سینما خبر داد.

«روآن اتکیسنون»، ازیگر نقش «مستر بین» در مصاحبه اخیر خود گفت: دیگری از بازی در چنین نقشی لذت نمی‌برم و از این بابت کمی ناراحت و شرمنده‌ام.

«اتکینسون» گفت: «مستر بین» به پایان راه نزدیک شده است، از این پس می‌خواهم به نقش‌های جدی‌تر بیاندیشم.

این بازیگر ۵۷ ساله در مصاحبه با روزنامه دیلی تلگراف گفت: دارم برای اولین نقش جدی‌ام ‌که بازی در تئاتر «Quartermaine’s Terms»‌ به کارگردانی «سیمون گری» است، خودم را آماده می‌کنم.

وی افزود: شخصیت «‌مستر‌ بین» مرا به موفقیتی جهانی رساند ولی با توجه به اینکه سنم افزایش یافته و هم به لحاظ فیزیکی قدرتم کاهش یافته و هم روحیه طنز و کودکانه در من کاهش یافته، بازی در چنین نقش طنز و کودکانه‌ای برای من کمی ناراحت‌کننده است.

این بازیگر انگلیسی متذکر شد: اینکه در پنجمین دهه زندگی‌ات باشی و مانند کودکان رفتار کنی چندان شایسته نیست، در این سن شما باید بیشتر مراقب باشید.

وی گفت: در آینده بیشتر بر صحنه تئاتر ظاهر خواهم شد، چون در اینجا احساس راحتی بیشتری می‌کنم و مطمئنم که در آینده در این عرصه نیز موفق خواهم بود.

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 21:15 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

b67480685772659ff3aa507d6f2153c3 عکس مسی در کنار دو برادرش

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 21:2 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

اخیراً در فضای مجازی عکسی منتشر شده که در آن عکاس بی‌رحم در حال عکاسی از کشته شدن کودک فقیر آفریقایی به وسیله‌ی یک مار پیتون است. این موضوع باعث خشم بسیاری شده که چرا یک عکاس باید جان یک انسان را فدای یک عکس کند؟

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 21:0 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

63c74a9e338c2204d39029ae733b6de1 شیلا خداداد و همسرش در کنسرت روزبه + عکس

عقاب آسیا، احمدرضا عابدزاده، بی تردید یکی از محبوب ترین دروازه بانان تاریخ فوتبال ایران است. او بعد از خداحافظی با فوتبال، رستورانی به نام ۲۲ افتتاح کرده است و آن را مکانی برای جمع شدن اهالی فوتبال می داند. وی معتقد است با حضور در این رستوران، یک قدم به هوادارانش نزدیک تر می شود.

صحبت های خواندنی عابدزاده: به دنبال یک جای کم سروصدا بودم

زمانی تصمیم گرفتم وارد این حرفه شوم که از فوتبال خداحافظی کرده و به دنبال یک جای کم سروصدا و کم حاشیه بودم. می خواستم در یک مکان آرام شروع به کار کنم. در این رابطه با یک سری از دوستانم صحبت کردم و در نهایت با مشورت آنها به این نتیجه رسیدم که یک رستوران افتتاح کنم. حالا بعد از گذشت مدتی، از این تصمیم راضی هستم چون حس می کنم به آن چیزی که می خواستم رسیده ام.

پاتوقی برای همه هواداران

خیلی خوشحالم که رستورانم به پاتوقی برای هوادارانم بدل شده است، چرا که یکی از آرزوهایم این بوده است که بتوانم مکانی را درست کنم تا اهالی فوتبال خارج از دغدغه و حواشی که در این عرصه وجود دارد ساعت ها بنشینند و با یکدیگر پیرامون مسائل مختلف حرف بزنند. صحبت کردن با آنها انرژی مضاعفی به من منتقل می کند که بسیار لذت بخش است و احساس می کنم به محیط کارم برکت می دهد.

حرفه مورد علاقه من

شاید برای برخی عجیب به نظر برسد، اما رستوران داری یکی از حرفه های مورد علاقه من است. از دورانی که به فوتبال می پرداختم دوست داشتم روزی شرایطی به وجود آید تا بتوانم رستوران خودم را داشته و با مردم بی واسطه در ارتباط باشم و در حال حاضر خوشحالم که این اتفاق برای من رخ داده است.

همیشه در رستورانم هستم

برخی افراد سرشناس به موازات فعالیت حرفه ای شان یا بعد از آن به شغل دوم روی می آورند و بعضی از آنها صرفاً به عنوان یک منبع درآمد به آن نگاه می کنند. آنها معمولاً خودشان حضور چندانی در رستوران هایشان ندارند و بیشتر از اسمشان برای کسب درآمد استفاده می کنند، اما من دوست دارم وقتی از اسمم در معرفی رستورانم استفاده می کنم، خودم هم در آن حضور داشته باشم تا مردم فکر نکنند فقط به فکر استفاده تبلیغاتی از اسمم بوده ام.

پر رنگ ترین خاطره من

در طول این مدت خاطرات زیادی از برخورد با هواداران برای من رقم خورده است که پر رنگ ترین آن هدیه ای بود که یک دوره گرد هنرمند به من داد. او یک مجسمه از چوب را که با دستان خود ساخته بود به من هدیه داد و گفت: این را به خاطر زحماتی که برای فوتبال ایران کشیده ای به تو می دهم. هیچ گاه این لطف او را از یاد نمی برم. اشک در چشمانم حلقه زده بود چون می دانستم او چه زحمتی برای تهیه این مجسمه کشیده و چطور آن را با عشق به من هدیه داده است.

عشقی که از آن کم نمی شود

عشق من به مردم و فوتبال نه تنها با گذشت این سال ها کم نشده است بلکه لحظه به لحظه هم به آن اضافه می شود. من هیچ گاه از همنشینی با مردم و تنفس کردن در هوای فوتبال خسته نمی شوم.

حواسم به کیفیت غذا هست

همه حواس من به کیفیت غذا هست و سعی می کنم همواره از بهترین مواد اولیه برای تهیه مواد غذایی استفاده کنم، چرا که خودم را در مقابل غذایی که به مردم ارائه می دهم، مسئول می دانم و معتقدم کیفیت غذا به مراتب نسبت به سودی که من کسب می کنم در اولویت قرار دارد.

خودم از مشتریانم پذیرایی می کنم

بعضی ها به من ایراد می گیرند و می گویند چرا خودت از مشتریانت پذیرایی می کنی؛ این کار در شأن تو نیست. اما واقعیت این است که من عاشق این کار هستم و فکر نمی کنم که به شأن من لطمه ای وارد کند. اتفاقاً هر وقت مشتریانم این صحنه را می بینند حسابی خوشحال و ذوق زده می شوند و می فهمند چه اندازه برای من عزیز هستند.

برخورد من با هواداران

این یکی از بزرگترین الطاف خداوند بود که مسیر زندگی من را به گونه ای رقم زد تا همواره مورد توجه مردم واقع شوم. وقتی که محبت آنها را نسبت به خود می بینم، واقعاً از خداوند متشکر می شوم، چرا که می دانم این سعادت نصیب هر کس نمی شود. از وقتی این رستوران را افتتاح کردم ارتباطم نیز با مردم تنگاتنگ شده است و آنها مدام من را مورد لطف خود قرار می دهند. اکثر مشتریان طرفداران فوتبال هستند؛ استقلالی و پرسپولیسی ندارد، آنها عاشق فوتبال هستند. وقتی به اینجا می آیند دوست دارند راجع به اتفاقات فوتبال حرف بزنند. معمولاً نسل گذشته و حال این رشته را با هم مقایسه می کنند و دوست دارند من هم در بحث های آنها شرکت کنم. آنها معمولاً بعد از حرف زدن با من احساس سبکی می کنند چون حسابی درد و دل کرده اند.

شعبه دیگر و دردسر ساز این رستوران

چند سال قبل در اصفهان با یکی از آشنایان رستورانی تاسیس کردم، اما متاسفانه آن فرد از اعتماد من سوء استفاده کرد و به نوعی سرم کلاه گذاشت. از این که دیدم آن فرد مرام و رفاقت را زیر پا گذاشته است واقعاً ناراحت شدم.

از کنار بی نظمی به سادگی عبور نمی کنم

در این رستوران پول خوبی به عنوان حقوق به کارمندها می دهم، اما در کنارش به بقیه مسائل هم توجه می کنم. اگر کسی کارش را خوب انجام ندهد، برای مثال از دستکش استفاده نکند، پیشبند نبندد و یا رفتار مناسبی با مشتریان نداشته باشد، مبلغی از حقوقش کم می کنم.

مزایا و معایب غذای بیرون

خوردن غذا در رستوران فرصتی فراهم می کند تا افراد خانواده در محیطی خارج از خانه به دور هم جمع شوند و در یک محیط دل انگیز با یکدیگر به بحث و گفتگو بنشینند، می توانند از خوردن غذای بیرون لذت ببرند و خانم خانه هم برای یک وعده غذایی استراحت می کند، اما افراط در این زمینه باعث بروز یک سری بیماری ها می شود. به نظر من هیچ چیز نمی تواند جای غذای خانگی را بگیرد.

مرد باید در خانه به همسرش کمک کند

معتقدم مرد تا جایی که می تواند و وقت دارد، باید به همسرش کمک کند. من کارهایی که برای همسرم سخت است، مانند پاک و حتی خرد کردن ماهی، میگو و مرغ را انجام می دهم و دوست دارم همیشه کمک حال خانواده و مفید در محیط کارم باشم، چون در قبال همسرم و کارهای خانه معتقد هستم. نباید کار خانه را برای مرد عار دانست، چون زن و شوهر در هر کاری با یکدیگر شراکت داشته باشند و نمی توان کار خانه را یک وظیفه صرفاً زنانه دانست.

مردم داری، راهی برای اسطوره شدن

همواره سعی کرده ام مردم دار باشم، فقط در برهه های مختلف شکل و شمایل آن تغییر کرده است و مردم نیز این را متوجه شده اند. آنها می دانند و می فهمند کسی که زمان بازی با تمام وجودش تلاش می کند، از جان مایه می گذارد و برای آنها بازی می کند، به آنها ارادت دارد. بعد از آن هم به فراخور سعی کرده ام با مردم و در کنار آنها باشم. در حال حاضر فرصت بیشتری برای هم صحبتی با آنها پیدا می کنم. زمانی که بازی می کردم، برای اینکه آنها را خوشحال کنم، تلاش می کردم. وقتی هم که بیمار می شدم، آنها با همه وجود برای من دعا کردند و خدا هم به خاطر همین اخلاص و صمیمیت و از ته دل خواستن، جواب دعای آنها را داد. زمانی که مردم به رستوران من می آیند نیز، همچنان با مهربانی برخورد می کنند.

دستپختم خوشمزه است

اگر به پای تعریف از خودم نگذارید باید بگویم دستپختم خوب است و هرکس آن را خورده از آن تعریف کرده است. وقتی تصمیم به افتتاح این رستوران گرفتم در طبخ غذا دقت کردم و فکر می کنم از آن روز به بعد به نوعی با آشپزی حرفه ای آشنا شدم که برای من بسیار لذت بخش بود.

رسوایی شکست سامانه های ضد موشک صهیونیست ها در رهگیری موشکهای مقاومت موجب شده است که اشغالگران برای مخفی کردن سربازان و شهرک نشینان از موشکهای مقاومت، در برخی نقاط اراضی اشغالی از لوله‌های فاضلاب استفاده کنند.

تصاویر منتشر شده از نقاط مختلف در اراضی اشغالی حاکی است که نظامیان و شهرک نشینان صهیونیست پس از به صدا در آمدن آژیر خطر، هراسان به سوی لوله های فاضلاب فرار می کنند.

این نخستین بار است که از چنین پناهگاهی برای مخفی کردن صهیونیست ها استفاده می شود.

اشغالگران همواره پس از برگزاری مانوارهای پدافند غیرعامل، مدعی شده اند که بهترین و پیشرفته ترین پناهگاه ها را برای شهرک نشینان و نظامیان خود تدارک دیده اند.

حملات رژیم صهیونیستی به غزه از چهارشنبه گذشته همچنان به صورت مستمر ادامه دارد بر اساس آخرین آمار بیش از ۷۰ فلسطینی به شهادت رسیده و بیش از ۷۰۰ نفر نیز مجروح شده‌اند

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 19:34 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

مدل سابق استرالیایی که در یک سانحه وحشتناک دچار سوختگی شدیدی شده بود ۳۰۰ هزار پوند غرامت از دولت دریافت کرد.

او اکنون چهره اش را پشت یک ماسک مخفی میکند .”توریا پیت ” یک مدل استرالیایی است که طی حادثه ای در یک مسابقه دو ماراتن دچار سوختگی وحشتناکی شد به طوریکه علاوه بر سوختگی ۶۴ درصدی بدنش ۴ انگشت یک دست و شصت دست دیگرش را هم از دست داد. دولت استرالیا با پرداخت این پول سعی میکند اندکی از مشکلات روانی اقتصادی ناشی از این حادثه را جبران کند.

خانم “پیت” ۲۱ ساله در یک شرکت مهندسی معدن مشغول به کار بود که آگهی شرکت در این مسابقه را دید و زمانیکه فهمید برای شرکت در مسابقه باید ۱۰۰ پوند بپردازد از شرکت در آن منصرف شد. اما برگزار کنندگان مسابقه از او دعوت کردند تا به صورت رایگان در این رقابت حضور داشته باشد.

او به همراه ۴۰ نفر دیگر از شرکت کنندگان در این رقابت حاضر شد اما در اواسط مسیر مسابقه او به همراه چند شرکت کننده دیگر در میان صخره های باریک طعمه شعله های ناشی از نشت گاز از خطوط گازرسانی شدند . در این سانحه او به همراه یک شرکت کننده خانم دیگر و چند شرکت کننده مرد دچار سوختگی شدند. به گفته او اگر گروه امداد هوایی سریعا خود را به آنها نرسانده بود آنها اکنون زنده نبودند.

مقامات دولتی این پول را تنها به قربانیان زن این حادثه داده و علت آن را صدمات جبران ناپذیر روحی و جسمی این زنان و حمایت از آنان در امور اقتصادی زندگی دانسته اند تا به این طریق به آنها کمک شود زندگی خود را احیا کنند.

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 19:30 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

e04ca16722e3086c83263dbf239b7887 نوجواني به جرم داستان نویسی دستگير شد

رییس پلیس فضا و تبادل اطلاعات استان اصفهان از بازداشت یک نوجوان ۱۲ ساله به اتهام راه اندازی سایتی در حوزه جرایم اینترنتی خبر داد و گفت: این نوجوان علت اصلی این کار را تأثیر تماشای برنامه های ماهواره روی خود عنوان کرد.

 

سرهنگ ستار خسروی در تشریح این خبر گفت: کارشناسان در حوزه جرایم اینترنتی، سایتی که اقدام به درج داستان های غیراخلاقی می کرد را شناسایی و پس از مسدودکردن این سایت، دستگیری گرداننده آن را در دستور کار ویژه خود قرار دادند.

وی افزود: پس از انجام تحقیقات و بررسی ها در فضای مجازی و جمع آوری اسناد و مدارک الکترونیکی مستند، مشخص شد گرداننده اصلی این سایت نوجوانی ۱۲ ساله به نام آرش ع است.

رییس پلیس فتای استان اصفهان گفت: این نوجوان در تحقیقات انگیزه خود را کنجکاوی و جذابیت عنوان کرد و بیان داشت که یکی از عوامل اصلی که او را به این سمت سوق داده تأثیر تماشای برنامه های ماهواره است.

خسروی با بیان اینکه این نوجوان مجرم همراه با مدارک و مستندات قانونی به دادسرا تحویل داده شد، به خانواده ها هشدار داد: فضای مجازی در عین حال که می تواند مفید و سازنده باشد خطرات و آسیب های جبران ناپذیری را برای کاربران به خصوص جوانان و نوجوانان به همراه دارد که والدین باید هوشیار بوده و با افزایش سواد دیجیتالی خود، نظارت بیشتری بر فعالیت های فرزندان در فضاهای مجازی داشته باشند و آنان را در ورود به فضاهای سایبری همراهی کنند.

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 19:25 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

2d91b0bcd5c71ea56cf4d431da970c71 همسرم خيانت كرد، او را زدم + عکس

به گزارش خبرنگار ما، چندی پیش رسانه‌های آلمان اعلام کردند یک زن ایرانی به نام بنفشه-۳۶ساله در آپارتمانش در محله شونه برگ برلین از سوی دوست سابقش که امید نام دارد، زخمی شده است.
پلیس برلین نیز نوزدهم آبان اعلام کرد: کمیسیون ویژه ۲ پلیس جنایی رسیدگی به جرائم قتل و دادستانی برلین امیدوار است تا از طریق انتشار عکس مظنون به نام امید با تابعیت هلندی و اصلیت ایرانی – عراقی اطلاعاتی درباره محل اقامت او کسب کند. در این اطلاعیه آمده بود که متهم از طریق اینترنت با زنان ایرانی تبار تماس برقرار می‌کند و به احتمال قوی در‌صدد برقراری تماس مجدد با زنان دیگر است. همزمان با انتشار این خبر، اطلاعاتی در اختیار پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت که نشان از ورود متهم به کشور از طریق مرز ترکیه داشت که بلافاصله تیم ویژه‌ای جهت دستگیری متهم تشکیل شد.
بدین ترتیب اطلاعاتی از طریق پلیس بین‌الملل در اختیار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. کارآگاهان دریافتند که متهم بلافاصله پس از ارتکاب جرم، آلمان را به مقصد ترکیه ترک کرده و از آنجا هم از طریق مرز زمینی وارد ایران و از ارومیه راهی تهران شده است که کارآگاهان در مسیر حرکت متهم به سمت تهران موفق شدند او را ساعت ۱۶ بیست و ششم آبان دستگیر کنند. متهم پس از انتقال به پلیس آگاهی، ضمن اعتراف به ارتکاب جرم به کارآگاهان گفت: اخباری که در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها منتشر شده، دروغ است و بنفشه همسرم است. متهم انگیزه خود را در ارتکاب این جرم خیانت همسرش به وی عنوان کرد.
سرهنگ محمدیان رئیس پلیس آگاهی پایتخت گفت: متهم در حال حاضر برای تحقیقات تکمیلی و بررسی صحت اظهاراتش در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

سه شنبه 30 آبان 1391برچسب:, :: 19:14 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

4961953c6a2d19ef32478ede2cb0aae9  دستگيري مدیر سايت همسريابي با 20هزار عضو

رییس پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات سمنان از دستگیری مدیران سایت همسریابی در سمنان که با جانمایی آرم پلیس فتا در سایت خود اقدام به کلاهبرداری از جوانان می کردند، خبرداد.

سرهنگ میراحمدی در تشریح این خبر گفت: در راستای وظایف این یگان و در راستای کاهش جرایم و تخلفات در فضای مجازی کارشناسان در حین رصد سایت ها و صفحات اینترنتی، سایتی را به عنوان همسریابی شناسایی و تحقیقات خود برای شناسایی مدیران آن آغاز کردند.

وی افزود: در این راستا تحقیقات ادامه و با انجام اقدامات پلیسی و تخصصی، هویت دو متهم که با همکاری با یکدیگر این سایت را مدیریت می کردند، شناسایی و دستگیر شدند.

میراحمدی با بیان اینکه متهمان با جانمایی آرم پلیس فتا در صفحه اصلی سایت اقدامات خود را به نوعی قانونی جلوه داده و جعل عنوان کرده بودند، ادامه داد: متهم پس از بازجویی های صورت گرفته و مشاهده مستندات به جرم خود اعتراف و در بررسی ها روی این سایت شخص شد متهمان ظرف مدت ۴۰ روز حدود بیست هزارتن را عضوگیری کرده و از این رو درآمد زیادی را کسب کرده اند.

رییس پلیس فتای سمنان گفت: فضای مجازی، فضایی است که به راحتی می شود در آن تغییر هویت داد. بنابراین کاربران به خصوص جوانان هوشیار باشند که اغلب افراد با عضویت در این گونه سایت ها و دادن اطلاعات شخصی خود به افراد ناشناس و پرداخت مبالغ بالا دچار مشکلاتی غیرقابل بازگشت شده اند.

دو شنبه 29 آبان 1391برچسب:, :: 22:58 :: نويسنده : مصطفی رحمانی
قاتل برای مدت ۲۰ دقیقه در شهر قندهار، شهری که ترور در آن انجام شده بود به دار آویخته شد و سپس جسدش از منطقه خارج شد
شخصی که “احمد ولی کرزی”، برادر رئیس‌جمهوری افغانستان را به قتل رسانده بود، در ملاء عام به دار آویخته شد.به گزارش انعکاس به نقل از دیلی‌میل، این فرد هم‌قبیله کرزی بوده و به مدت هفت سال با او همکاری داشته است. وی روز سه‌شنبه احمد ولی کرزی، برادر رئیس‌جمهور افغانستان را به قتل رسانده بود.
 

در مراسم تشییع احمد ولی کرزی، حامد کرزی، رئیس جمهور این کشور و برادر شخص مقتول نیز حضور داشت و هزاران نفر دیگر که دیلی‌میل از آنها به عنوان سیل جمعیت یاد کرده است، شرکت داشتند.

کرزی در یک کنفرانس خبری اظهار داشت: “کشتن کار ساده‌ای است اما مرد واقعی کسی است که بتواند جان دیگران را نجات دهد.”

گفتنی است در حین برگزاری یک مراسم برای بزرگداشت برادر کرزی در قندهار، یک حمله انتحاری انجام شد که دست‌کم سه نفر در آن جان خود را از دست دادند. “رئیس شورای علمای قندهار” در میان مقتولین این عملیات تروریستی بود.

به نقل از شبکه ایران فیلمبرداری تازه ترین فیلم سینمایی بهرام بهرامیان با عنوان «آینه شمعدون» در حالی ادامه دارد که بر طبق تازه ترین اخبار ارائه شده به شبکه ایران تیم تولید این کار این روزها در سیرک خلیل عقاب به سر می برند تا آخرین سکانسهای مربوط به بازی رضا عطاران را فیلمبرداری کنند.

e8369633ae06abcd603f750a407783e2 رضا عطاران در سیرک خلیل عقاب بازی میکند + عکس

گویا بازی عطاران امروز به پایان رسیده و از هفته آتی ادامه فیلمبرداری با حضور سایر بازیگران ادامه می یابد. دیگر خبر جذاب مربوط به این پروژه آن است که گویا به دلیل برخی مسائل و مشکلات نیوشا ضیغمی و مهتاب کرامتی از همکاری با این پروژه سرباز زده اند و به جای آنها رعنا آزادی ور و شقایق فراهانی به گروه بازیگران پیوسته اند.

فیلمبرداری «آینه شمعدون» که بعد از «آل» و «پریناز» سومین فیلم بلند بهرامیان است تا اواسط دی ماه به طول انجامیده و بعد از آن امور فنی فیلم انجام می شود تا فیلم برای نمایش در سی و یکمین جشنواره فجر آماده شود.

پشت یک میز ۴نفره، تنگ و ترش نشسته بودیم؛ در یک خانه جدید. سال‌ها بعد از دیدار ۴نفره، با برادران قاسم‌خانی و بهاره و شقایق؛ امشب هم قرار بود بهاره رهنما بپرسد و ما گوش کنیم. او میزبان ما بود، در خانه‌اش، روبه چشم‌انداز بی‌انتهای شهر. خیلی دورتر از لوکیشن‌های دزد و پلیسی. این یک جمع گرم خانوادگی بود. خانواده نویسنده و بازیگر، همان‌ها که سال‌هاست به ما خنده هدیه می‌دهند. خانواده‌ای با داستان‌های مخصوص؛ به ویژه قصه عروس جوان و دختر همسر اول آقای نویسنده. شاید اول رویمان نمی‌شد بپرسیم، اما صمیمیت محراب و شقایق این جرات را به ما داد. این شد که مصاحبه تبدیل شد به حرف زدن درباره نیروانا و البته نویان. دخترخانم عاقل و آرامی که بارها کنار محراب دیده بودیمش. شقایق در این گفت‌‌و‌گو توضیح می‌دهد چگونه تلاش کرده دوست خوبی برای دختر ناتنی‌اش باشد… داستان این شماره همین است. چه خوب که بعضی‌ها شجاعت حرف زدن دارند!

گاهی بدون محراب

در سال‌های بازیگریت در کارهایی جز کارهایی که محراب و پیمان نوشته باشند بازی کردید؟

شقایق: بله، قبل از عید در کاری به اسم «تهران نو» بازی کردم کار آقای «فرید سجادی» که «امید سهرابی» آن را نوشته بود. البته آن کار هم درون مایه‌های کمدی داشت اما نقش من نقش جدی بود. با راما قویدل در ۳کار همکاری داشتم که کار جدی بود و در «خداوند عشق را آفرید» مسعود شاه‌محمدی یک قسمت بازی کردم. نکته جالب این است که نقش‌های جدی‌ام را به یاد ندارم، چون اغلب کارگردان‌ها ریسک نمی‌کنند که بازیگر کمدی را برای نقش جدی بخواهند.

   اختلاف با مهران مدیری

علت اینکه همکاری با آقای مهران مدیری را قطع کردید چیست؟

محراب: یکسری اختلافات در گروه به وجود آمد که از لحاظ رفتاری، روابط دوستان شکل سابق را نداشت. کمی هم بحث پول در آن فضا پررنگ شد؛ چه دریافت و چه در پرداخت دستمزدها مشکل‌دار شد. ماجرا بیشتر شبیه یک سیستم اقتصادی شده بود تا یک فضای هنری- کاری. رابطه بچه‌های گروه هم تحت تاثیر سیستم اقتصادی قرار گرفت. در نتیجه من و شقایق ترجیح دادیم با آن گروه ادامه ندهیم. هر دوی ما به فضاهای دوستانه‌ و صمیمانه‌تر عادت داریم. محیط کاری ما فضای راحت‌تری است که سنگینی ندارد.


 

من و تهیه‌کننده در مهمانی

محراب: آقای چگینی تهیه‌کننده‌ای است که در پاورچین هم با هم کار کردیم. من ۲ سال است که بدون قرارداد با او کار می‌کنم. او می‌‌داند من فرد تنبلی هستم، کارهایم را دیر می‌رسانم اما در عین حال می‌داند که مسئولیت‌پذیر هستم و سعی‌ام را می‌کنم که بهترین کار را تحویل دهم. ما تا روزهای آخر فیلمبرداری حتی صحبت دستمزد نداشتیم. مهم این است که درکنار یکدیگر خوش باشیم. خیلی وقت‌ها تماس می‌گیرد و می‌گوید وقتی نیستی حوصله‌ام سر می‌رود. مدت‌ها راجع به فیلم‌ها و سریال‌ها صحبت می‌کنیم. به همین دلیل اینگونه رابطه را دوست دارم. شاید فضا، فضای حرفه‌ای نباشد و بر این اساس باشد که کجا به ما خوش می‌گذرد. خب شما در مهمانی‌‌ کسانی را که دوست دارید دعوت می‌کنید نه کسانی که پولدارتر و خوش‌قیافه‌تر هستند و نگاه من به کار اینطور است.

نابغهها نمیتوانند با هم کار کنند

با توجه به پیش‌فرض‌هایی که وجود دارد قهوه تلخ هم به همین دلایل به مشکل خورد؟

بله، این کاری که در آن دائم صحبت پول در میان بود. سیستم فروش سوپرمارکت یک سیستم مستقیم مالی است به نظرم این مسائل در روند کار تاثیر داشت.من تک‌تک بچه‌های گروه را دوست دارم. خود مهران بسیار دوست‌داشتنی است. آقایان گلیان را هر وقت می‌بینم کلی حال و احوال می‌کنیم و سیامک و خشایار هم همین‌طور. اما جمع این آدم‌ها کنار هم باعث شد شکل رابطه‌ها به مرور عوض شود. شکل رابطه‌ها تقسیم شد به یکسری طبقه‌بندی‌ها که شکل خوبی نبود. من رابطه صمیمانه گذشته‌مان و رفت و آمد‌های‌مان را دوست داشتم. به نظرم کم‌کم ارتباط‌های آنها به سطح‌بندی‌های درجه یک، ۲ و ۳ تقسیم شد و فضای خوب گذشته را از دست داد.

شقایق: به نظرم هر گروهی که موفق بودند و طولانی‌مدت همکاری دارند بعد از مدتی به مشکل برمی‌خورند. در مورد محراب و پیمان و آقای مدیری معتقدم آنهایی که خیلی نبوغ دارند، بعد از مدتی دیگر نمی‌توانند با هم کار کنند.

همه یک خانواده‌ایم

در دزد و پلیس پیمان هم دستی بر آتش داشت؟

بله، پیمان با اینکه بازنویس فیلمنامه بود، سه برابر وقتی که برای نوشتن فیلمنامه خودش گذاشت، آن را بازنویسی کرد و او همیشه در روند کار حضور داشت.

فکر می‌کنید اینگونه خانوادگی کار کردن شما با یکدیگر چقدر به شما کمک می‌کند. آیا اینکه یک فضای ذهنی دارید به شما تمرکز می‌دهد؟

محراب: به نظر من که خیلی مهم است. وقتی می‌گویم شکل دوستانه کار اهمیت دارد، همین است. گروه بازیگرها وقتی وارد کار می‌شوند باید به یکدیگر در کار کمک کنند. در این گروه دزد و پلیس دیدیم بهنام، هومن و شقایق چقدر به هم کمک می‌کنند.یعنی اگر چیزی به ذهن‌شان می‌رسید می‌گفتند و اگر فکر می‌کردند یک شوخی را هومن بگوید بامزه‌تر است به او می‌گفتند، منظورم این است به یکدیگر کمک می‌کردند. در ساختمان پزشکان هم این اتفاق افتاد. این دوست داشتن‌ها مهم است، وقتی به شقایق علاقه دارم، دوست دارم متن خوب برای او بنویسم. از طرف دیگر اطمینان هم وجود دارد وقتی من به بازی شقایق اعتماد می‌کنم و پیمان به من، نتیجه کار نتیجه خوبی از آب درمی‌آید.


 

اگر پیمان خلافکار می‌شد من هم می‌شدم

می‌خواهم از رابطه‌تان با پیمان بدانم.

محراب: پیمان از ابتدا صمیمی‌ترین آدم زندگی من بود. از ابتدا کسی بود که نگاهم به او بود که ببینم به چه چیز علاقه دارد و من هم به همان کار علاقه‌مند شوم. پیمان ۵ سال از من بزرگ‌تر بود و او به سینما علاقه‌مند می‌شد و من هم به سینما علاقه‌مند می‌شدم پشت سر او درهر کاری من هم علاقه‌‌مند می‌شدم. در نتیجه من همیشه مسیرها را دنبال او می‌رفتم.

شقایق: خوب شد پیمان قاچاقچی نشد (می‌خندد).

محراب: مطمئن باشید اگر قاچاقچی هم می‌شد من هم خلافکار می‌شدم. پیمان هم همیشه دنباله رو من بود. یادم می‌آید وقتی پیمان ۱۰ساله بود و من ۵ ساله در اتاق‌مان پوستر چه‌گوارا به دیوار زده بودیم. احساس می‌کردیم قهرمان، سوپرمن و بتمن ما چه‌گوارا  است. به همین دلیل من و پیمان این شکل ارتباط را هنوز داریم. نمی‌خواهم بگویم پیمان سرپرست من است نه، اما همیشه به عنوان بزرگ‌تر بالای سر من بوده و همیشه هوای من را داشته است. سلیقه‌هایمان به هم نزدیک است و ما همیشه یک سبک فیلم را می‌بینیم، حتی در یک فیلم هر دو یک صحنه را دوست داریم و همچنین بازیگرهای مورد علاقه‌مان مشترک است. به همین دلیل کار کردن ما با هم خیلی راحت است. به نظرم دیدی که پیمان به سینما و داستان دارد، هیچ کس در ایران ندارد؛ نه فقط در ژانر کمدی. معتقدم اگر حرفی بزند که با سلیقه من در نوشتن جور درنیاید می‌دانم اشتباه نیست. می‌دانم برای اینکه بر اساس سلیقه من نیست اما مسیر، مسیر درست‌تری است.


 

   فیلمنامه‌نویس  علیه بازیگر

یعنی اگر از کسی خوشت نیاد متن بدی برای او می‌نویسی؟

شقایق: چون زمان ضبط سریال و نوشتن فیلمنامه همزمان است به همین دلیل بازیگرهایی که در حد نقش اصلی نبودند با بازیگرهای نقش فرعی جابه‌جا می‌شدند. وقتی یک هنرمند خوب از پس نقش برنمی‌آید، ناخودآگاه فیلمنامه‌نویس دستش نمی‌رود که برای او نقش بنویسد و کم‌کم نقش او را کم می‌کند. گاهی هم یک بازیگر نقش فرعی دارد اما آنقدر خوب از عهده کار برمی‌آید که نقشش اضافه شود.

محراب: بی‌تعارف با یک عده از بازیگرها اصلا دوست ندارم کار کنم. چرا باید با بازیگری که فیلمنامه را نابود می‌کند کار کنم. نه اینکه از خود آنها خوشم نیاید نه بلکه آنها به نظرم سواد کار را ندارند. خیلی از بازیگرها هستندکه اعتقاد به تک‌محوری دارند و فقط شهرت را دوست دارند و آنها هیچ تحلیلی روی نقش ندارند. اما در روند فیلمبرداری یک پروژه بازیگری که از دید من انرژی سکانس را بگیرد و خوب بازی نکند خود به خود باعث می‌شود دیالوگ‌های کمتری برایش بنویسم. ترجیح می‌دهم بروم سراغ کسانی که جالب‌‌تر اجرا می‌کنند.


 

 کار کردن با مهران و رامبد…

این مسئله هیچ وقت باعث نشده است با کارگردان به مشکل بربخورید؟

محراب: نه، همیشه رابطه‌‌ام با کارگردان‌هایی که با آنها کار کرده‌ام خوب بوده است تا زمانی که با مهران مدیری کار می‌کردیم ارتباط خوبی با هم داشتیم. چون همه آنها به فیلمنامه و نویسنده متعهد بودند و اطمینان داشتند. فقط با مهدی مظلومی به مشکل برخوردم. با اینکه خودش را دوست دارم اما علاقه ندارم با او کار کنم چون مهدی کاری انجام می‌دهد که من دوست ندارم، او دست بازیگر را در فیلمنامه باز می‌گذارد و این مسئله مرا آزار می‌دهد.

اما مهران و رامبد به فیلمنامه احترام می‌گذارند. سروش صحت که به نظرم معرکه است و او هم دوست خوبی است، هم خودش بازیگر است و هم کارگردان و نویسنده. می‌داند با دیگران چطور ارتباط برقرار کند. سعید آقاخانی هم کسی بود که تا به حال با او کار نکرده بودم.

برخلاف اینکه خط فکری ما با هم فرق دارد، او به سمت کمدی می‌رود که به شدت واقع‌گرایانه است و من معمولا سراغ کمدی فانتزی می‌روم. اما خدا را شکر هم سعید فیلمنامه را دوست داشت و هم من از سبک و نگاه وکار کردن سعید خوشم آمد.

چقدردوست دارید کاری را کارگردانی کنید که فیلمنامه آن را هم خودتان نوشته باشید؟

محراب: خیلی به کارگردانی فکر می‌کنم اما ترجیحم این است که یک کار جدی را کارگردانی کنم. سلیقه خود من هیچ وقت در سینما و تلویزیون کمدی نبوده است. بازیگرهای مورد علاقه‌‌ام هم کمدین‌‌ها نبوده‌اند، غیر از وودی آلن اما در کل فضای جدی برایم جالب‌تر است.

دوستی بازیگرها  تاریخ مصرف دارد

نوع سلیقه فیلمی هر کدام‌تان چیست؟

شقایق ژانر جدی دوست دارد و سلیقه هنری و زنانه را می‌پسندد. من به سینمای فانتزی و سینمای تجاری علاقه دارم.

دوست دارید پسرتان نویسنده شود یا بازیگر؟

شقایق: من آنقدر به نویسندگی علاقه دارم که آرزویم این است که پسرم نویسنده شود. همه از من می‌پرسند دوست داری نویان بازیگر شود می‌گویم نه دوست دارم نویسنده شود.

محراب: من خیلی نمی‌توانم با بازیگرها ارتباط داشته باشم، آنها در دوستی‌شان هم بازی می‌کنند و نوع دوستی‌شان تاریخ مصرف دارد. صمیمی‌ترین دوست‌های من و شقایق جزو بازیگران نیستند. اما دوستانی داریم که بازیگرند و دوست‌شان داریم. من آن بخشی از شقایق را دوست دارم که شبیه بازیگرها نیست. چون او ادا و اصول و نقش بازی کردن بازیگرها را ندارد.


 

آشنایی روی کاغذ

خانم دهقان این خوشایند است که محراب نویسنده است و تاثیری که روی کار شما می‌گذارد چیست؟

بله خیلی زیاد. همان‌طور که فیلمنامه برای کارگردان خیلی مهم است من هم مثل همه بازیگرهای دیگر دوست دارم وقتی بازی می‌کنم فیلمنامه خوب در دستم باشد و به نظرم نهایت خوش‌شانسی است که همسرم فیلمنامه‌نویس است. از عکس‌العمل‌ها و ری‌اکشن‌های دیگران متوجه می‌شوم که همسرم نویسنده خوبی است و این مسئله برای من واقعا خوشایند است.

محراب: من و شقایق از نوشتن بود که با هم آشنا شدیم. من و شقایق برای یک کاری برای شبکه جام‌جم شروع به نوشتن کردیم. آنجا برای اولین‌بار با هم آشنا شدیم. بعد ۲،۳ کار نصفه نیمه با هم نوشتیم، فکر می‌کنم بخشی که ما را به هم نزدیک کرد جنبه نویسندگی ما بود نه جنبه بازیگری.من شقایق را به عنوان بازیگر و هم نویسنده می‌بینم برای اینکه او به متن بیشتر از بازی دقت دارد.

پارتی‌بازی برای شقایق

چقدر حسادت زنانه در مورد شما وجود دارد. اینکه شما همسر فیلمنامه‌نویس هستید چقدر شما را مورد قضاوت و حسادت قرار  می‌دهد؟

شقایق: شاید این اتفاق بیفتد اما فقط در روزهای اول کار این اتفاق می‌افتد بعد متوجه می‌‌شوند که اینطور نیست.

محراب: واقعا من هیچ وقت برای شقایق پارتی‌بازی نمی‌کنم. مثلا در باغ مظفر نقش شقایق خوب از آب درنیامد. اشکال آن هم به فیلمنامه برمی‌گشت و تا آخر کار هم این اشکال برطرف نشد. ما هم سعی نکردیم نقش او را پررنگ کنیم چون همسر من است. در ساختمان پزشکان هم چون شقایق خیلی درگیر پسرمان بود قرار شد نقش جدا برای او بنویسم و آیتم‌های جدایی را بازی کند و خیلی در قصه حضور نداشته باشد. اتفاقا نقش هم خیلی خوب از آب درآمد. به همین دلیل هیچ وقت فکر نکردم چون شقایق حضور دارد باید نقش او پررنگ باشد. اما در همه فیلمنامه‌هایم به شقایق فکر می‌کنم.

شقایق: اما این قضاوت همیشه وجود دارد که چون همسر و برادر همسرم فیلمنامه‌نویس هستند تمام نقش خوب‌ها سهم من می‌شود. نمی‌دانم چطور باید توجیه کنم که چون بازیگر خوبی هستم این اتفاق می‌افتد.

کسانی که به خواندن و نوشتن علاقه دارند دنبال کلمات و اصطلاحات جدید هستند آیا تاکنون برای هم نامه نوشتید؟

محراب: بله، این اتفاق زیاد می‌افتد. ما چون نویسندگی‌مان مربوط به ژانر تصویر است زبان مشترک‌‌مان و طنابی که ما را به هم وصل می‌دهد فیلم دیدن است. برنامه ما همیشه فیلم دیدن بود و در اولین خانه‌مان هنوز هیچ وسیله‌ای نداشتیم، نه صندلی‌ای و نه پرده‌ای. با این حال روی زمین روی روزنامه می‌نشستیم و فیلم می‌دیدیم. هنوز هم وقتی فیلم می‌بینیم ساعت‌ها راجع  به آن حرف می‌زنیم. خیلی وقت‌ها نوع سلیقه فیلمی‌مان فرق دارد اما باز هم ربط بین ما فیلم دیدن است.


 

  سخت است ولی میشود

شما مجبور می‌شوید گاهی برای مدیریت خانه صدایتان را بالا ببرید. این شرایط را چطور کنترل می‌کنید.

شقایق: من با بچه خودم نویان به این مشکل برمی‌خورم اما با نیروانا هیچ وقت.

محراب: نیروانا اخلاقی دارد که من هم که پدر او هستم هیچ وقت پیش نیامده حرفی را دوبار به او بزنم. او کمی بی‌نظم و کم‌تحرک است ولی همیشه حرف گوش‌کن است برای همین هیچ وقت کار ما به دعوا نکشیده که مجبور شویم صدایمان را بالا ببریم.

شقایق: به نظر من در چنین شرایطی هم وظیفه پدر و مادر اصلی است. پدر و مادری که از هم جدا شده‌اند باید مسئولیت دعوا کردن یا راهنمایی کردن را بر عهده بگیرند و نقش دوست را به طرف مقابل بدهند. قبول دارم کار آسانی نیست. اما برای ما حل و فصل این مسائل خیلی آسان بود چون نیروانا واقعا دختر فهمیده‌ای است. خوشحالم  از اینکه دوستی مثل نیروانا دارم.

بچه دوم شما چند ساله است؟

نویان ۴ و نیم ساله است.

 فیلم ترسناک با حضور شین.دال

برای آینده چه نقشه‌ای دارید؟

محراب: ما هیچ وقت آینده‌نگر نبوده‌ایم. خیلی دوست داریم یکسری از کارها را انجام دهیم. مثلا دوست داریم صاحبخانه شویم، خانه‌مان حیات داشته باشد اما برای آن کاری نمی‌کنیم… یعنی در مسیر و هدف خاصی حرکت نمی‌‌کنیم. همیشه به‌روز زندگی کرده‌ایم. برنامه فردایمان را می‌دانیم اما ممکن است انجام هم نشود. از لحاظ کاری دلم می‌خواهد هر دوی ما ژانرهای مختلفی را امتحان کنیم. دوست دارم فیلمنامه جدی بنویسم که شقایق در آن بازی کند. حتی فیلم ترسناک بسازم و شقایق بازی کند اما در نهایت دوست دارم همیشه با هم کار کنیم.


 

 زندگی با یک نویسنده

شقایق: نکته این است که خیلی‌ها نویسندگی را به عنوان شغل قبول ندارند. انگار این کار به چشم نمی‌آید. محراب خیلی وقت‌ها شب‌‌‌ها تا صبح مشغول نوشتن است. طبیعی است تا ظهر بخوابد. کسی مراعات او را نمی‌کند. یک بازیگر وقتی بازی می‌کند کسی با او صحبت نمی‌کند اما وقتی محراب مشغول نوشتن است بقیه با او حرف می‌زنند.ما نمی‌توانیم بگوییم محراب امشب می‌خواهد فیلمنامه بنویسد پس به خانه ما نیایید.

محراب: وقتی ظهر از خواب بیدار می‌شوم شقایق چپ چپ نگاهم می‌کند فراموش می‌کند ۸ صبح خوابیده‌ام (می‌خندد).

شقایق: بعضی مواقع عصبانی می شوم. برای اینکه نویسندگی شغل سختی است. این سخت بودن من را هم تحت فشار می‌گذارد. ولی سیستم خانه ما بر اساس کار محراب برنامه‌ریزی شده است. پسر من می‌داند که پدرش تا صبح بیدار بوده است و تا موقعی که من به او نگفته‌ام سراغ محراب نمی‌رود. محراب می‌تواند تا هر ساعتی که می‌خواهد بخوابد و خانه در آرامش باشد.


 

   تعصب فیلمنامه‌ای روی محراب!

شقایق: خیلی وقت‌ها که مشغول دورخوانی هستیم بازیگرها و کارگردان ملاحظه من را می‌کنند به این دلیل که من همسر محراب هستم. اوایل وقتی یک بازیگر دیالوگی را جا می‌انداخت که محراب آن متن را نوشته بود متعصب برخورد می‌کردم که حتما باید کل دیالوگ دقیق خوانده شود. الان سعی می‌کنم که آن تعصب را در کار کمتر خرج کنم. با این حال بچه‌ها سعی می‌کنند ملاحظه من را کنند که جلوی من از فیلمنامه ایراد نگیرند. اما همیشه خدا را شکر می‌‌کنم که همسر من فیلمنامه نویس خوبی است. بعضی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم اگر همسرم نویسنده بدی بودم چقدر من خجالت می‌کشیدم.


 

داستان دختر دوست داشتنی

خانم دهقان برای اولین‌بار در مصاحبه‌ای با مجله «سیب سبز» و بعد در برنامه تلویزیونی اعلام کردید که ازدواج شما با محراب قاسم‌خانی ازدواج دوم‌تان بوده است. اعلام این موضوع دلیل خاصی داشت؟

بله، به دلیل حس مادرانه‌ای که نسبت به نیروانا و نگرانی‌ای که برای او و بچه‌هایی مثل نیروانا داشتم. برای اینکه نیروانا همان‌طور که خودش هم قبلا گفته است با این موضوع کنار آمده و خدا را شکر هیچ وقت با هم مشکل نداشتیم. اما نیروانا تحت فشار بود به این دلیل که من را می‌شناخت. می‌گفت: در مدرسه راجع به بچه‌های طلاق که صحبت می‌کنند از بین آن همه بچه طلاق همه من را نگاه می‌کنند. خیلی وقت‌ها از او سؤال می‌کردند من مادرش هستم یا نه. احساس کردم یک دینی دارم که باید آن را ادا کنم و باید راجع به آن صحبت شود.
محراب: برخورد تلویزیون با مسئله طلاق عجیب است. یک روز من و نیروانا و خواهر شقایق داشتیم تلویزیون می‌دیدیم. برنامه‌ای راجع به طلاق پخش شد که چرا با بچه‌هایتان این کار را می‌کنید. بچه‌ها بدبخت، بیچاره و معتاد می‌شوند و تبعات زیادی دارد. خب نیروانا جلوی ما نشسته بود و فضای معذبی برای ما ایجاد شد. همه سکوت کردیم. ولی نیروانا ماجرا را جمع کرد و گفت: «ببین با من چه کار می‌کنید، من معتاد شدم و تقصیر شماست.» اینطور داستان با شوخی و خنده فیصله پیدا کرد.

شقایق: آن شب که من و نیروانا از تلویزیون برگشتیم یکدفعه من و نیروانا احساس کردیم می‌توانیم نفس راحت بکشیم.  یک چیزی در رابطه مادر و فرزندی وجود دارد که کتمان‌ناپذیر است. اینکه با به دنیا آمدن بچه یک مهر و محبتی متولد می‌شود که در شکل رابطه مادرخواندگی خیلی سخت می‌شود پیدایش کرد.

می‌خواهم بدانم برخورد با این مسئله چطور است. شما چطور این مسئله را کنترل کردید؟

من نمی‌گویم برخورد با این قضیه کار آسانی است. همه باید در این رابطه کمک کنند. من باید همزمان هم اعتماد نیروانا را جلب می‌کردم و هم اینکه طوری برخورد کنم که جای مادر او را پر کنم. برگ برنده من خود نیروانا بود، یعنی من هنوز هم می‌گویم اگر هر بچه‌ای جز نیروانا بود و اگر می‌خواست رفتار ناسازگاری داشته باشد که نخواهد من را بپذیرد شاید به نتیجه نمی‌رسیدم. نیروانا فقط دختر من نیست. من فکر می‌کنم بهترین دوست من است. گاهی رفتارهای من نامتعادل است بعضی وقت‌ها حالم خوب است بعضی وقت‌ها عصبی هستم. تنها کسی که در این شرایط من را درک می‌کند نیرواناست. اوخیلی خوب من رادرک می‌کند.محراب: مدیریت این شرایط عجیب است. وقتی شقایق باردار بود نمی‌دانستیم باید این مسئله را برای نیروانا بازگو کنیم یا نه. آن موقع او ۹ سالش بود و ما با خودمان کلنجار می‌رفتیم که چطور و از کجا این خبر را به او بدهیم. نیروانا سال‌ها بود ماشین شارژی‌ای را دوست داشت که می‌توانست سوار آن شود و رانندگی کند که هیچ وقت پولم نرسیده بود آن ماشین را برایش بخرم. یک روز یک مقدار پول برداشتم و گفتم می‌روم به مغازه‌ای که هم لوازم بچه می‌فروشد و هم آن ماشین را. فکرکردم با نیروانا به آنجا می‌روم و همان‌جا خبر را به او می‌دهم و ماشین را برایش می‌خرم و همچنین یک هدیه کوچک هم برای کوچولو. در راه به نیروانا گفتم: «برایت سورپرایز دارم!» گفت: «شقایق باردار است؟» اولین حدس او درست بود و رفتیم داخل فروشگاه یک ست تخت و گهواره بود ولی من یک کالسکه برای کوچولو خریدم. به نیروانا گفتم: «حالا می‌خواهم برایت ماشین بخرم.» گفت: «چرا ست کامل گهواره را نمی‌خری.» گفتم: «پولم نمی‌رسد می‌خواهم برایت ماشین بخرم.» نیروانا نگذاشت من ماشین برای او بخرم و اصرار کرد ست کامل را برای بچه  بخرم. هیچ حسادت و بغضی نسبت به نویان نداشت. با اینکه خیلی دوست داشت ماشین را داشته باشد آن را نخواست. بعدها هم هیچ وقت نتوانستم ماشین را برایش بخرم.

یک شنبه 28 آبان 1391برچسب:, :: 18:21 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

اولین فروشگاه ویژه بانوان با کتاب‌هایی با موضوع دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و خانواده افتتاح شد

48fc8f355bf9f25e005380a4460048fb ورود آقایان به این مکان ممنوع!+ عکس

اولین فروشگاه ویژه بانوان با نام «ن و القلم» با کتاب‌هایی با موضوع‌ دفاع‌مقدس، انقلاب اسلامی و خانواده در قم افتتاح شد.

مدیر این فروشگاه درباره ایده‌ راه‌اندازی این کتاب‌فروشی گفت: بر اساس پژوهش‌های انجام شده و به درخواست بانوان اهل مطالعه لازم دیدیم با توجه به این که خانم‌ها به نسبت آقایان وقت بیش‌تری برای مطالعه می‌گذارند و رغبت بیش تری به خرید کتاب دارند، به نیاز موجود پاسخ بدهیم و امکانات راه اندازی چنین فروشگاهی را فراهم کنیم.

وی گفت: با توجه به این‌که یک خانم مسئولیت فروشندگی و مشاوره کتاب را در این فروشگاه بر عهده دارد، خانم‌ها با آسان‌تر می‌توانند کتاب مورد نظر خود را تهیه کنند.

مدیر این فروشگاه در خاتمه نیز گفت: این فروشگاه با ۱۷۰۰ عنوان کتاب افتتاح شده و تا هفته‌های آتی این تعداد به ۲۰۰۰ عنوان افزایش خواهد یافت.

یک شنبه 28 آبان 1391برچسب:, :: 18:15 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

c24ae902b8b6a8ed7f1aef60eae2c561 زن جماعت را چه به بیرون رفتن (طنز)

زن بودن در جامعه ؟ فرهنگ

مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد ، دستش را در جیبش می کند و در می آورد ، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود .. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند ….

*(تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم ..!!!)

مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند ، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت ، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش ، چیزی دم دستم نیست احتمالا فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد….

*(تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم ..!!! )

اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست ، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در ۱۰ سانت از ۱۰۰ سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد .. با خودم می گویم ” چه تصادفی ” و دستم را جابه جا می کنم … اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد …..

*(تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم …!! )

پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند ، به اندازه ۸ نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد … کسی که باید جایش عوض کند ، بایستد ، جا خالی بدهد ، راه بدهد و … من هستم …

*(تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم …!!! )

راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند … سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه ۱۸۰ درجه به سمت شیشه بگیرم .. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است ..خودم را به نشنیدن می زنم … موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود … چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند … البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم …..

*(تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم …!!! )

راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد… راه می دهم … نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است … “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها “…. مسافرهای توی ماشین همه نیششان باز می شود … تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم …و مدام باید مواظب ماشین هایی که فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم …موقع رسیدن خسته هستم .. اعصابم به کلی به هم ریخته است

پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 22:55 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

وب سایت فارسی زبان برای دانلود ها | www.4downloads.ir

ارسال کد به ۷۵۷۵

محسن چاوشی – راه کربلا

۳۳۱۸۱۷

 

 

 

 

محسن چاوشی – ظهرعطش

۳۱۰۱۷۱۱

محسن چاوشی – غدیر خون

۳۱۰۱۷۰۷

محسن یگانه – بابا خدا نگهدار

۳۳۱۸۱۸

مهدی مقدم – سردار عاشق

۳۳۱۸۱۵

علی اصحابی – محشر کبری

۳۳۱۸۱۱

بنیامین بهادری – آقام آقام

۵۵۱۲۸۲

بنیامین بهادری – آقام آقام – قطعه دوم

۵۵۱۲۸۳

بنیامین بهادری – آقام آقام - قطعه سوم ( بی کلام )

۵۵۱۲۸۴

علی عبدالمالکی – علی اصغر

۵۵۱۱۹۳۸

علی عبدالمالکی – علی اصغر – قطعه دوم

۵۵۱۱۹۳۹

محمد علیزاده – خدای احساس

۳۱۰۱۷۰۹

کد های نوحه و مداحی :

مجید بنی فاطمه – برادرم ابوالفضل

٢٢١١٣١٢

مجید بنی فاطمه – پدر بی تو

٢٢١١٣١٧

مجید بنی فاطمه – داره پرپر می زنه

٢٢١١٣١٩

مجید بنی فاطمه – داره پرپر می زنه

٢٢١١٣١٣

مجید بنی فاطمه – شام غریبان

٢٢١١٣١٨

مجید بنی فاطمه – عمو عباس

٣٣١١۴٩

محمود کریمی – آرزوی کربلا

٣٣١٨٨۶

محمود کریمی – انا یابن الحسن

۴۴١٢٠۶٨

محمود کریمی – بابا بابا

٣٣١٨٨٧

محمود کریمی – بار گناه – قطعه اول

٣٣١١۵١

محمود کریمی – بار گناه – قطعه دوم

٣٣١١۵٢

محمود کریمی – بار گناه – قطعه سوم

٣٣١١۵٣

محمود کریمی – دیدن روی ماه تو

۵۵١٣۴۴

محمود کریمی – قشنگترین بابای دنیا – قطعه اول

٣٣١١۵۶

محمود کریمی – قشنگترین بابای دنیا – قطعه دوم

٣٣١١۵٧

مهدی عبدلی – بوی سیب

۳۳۱۸۱۳

آهنگران – کربلا منتظر ماست

۵۵۱۶۰۱

کویتی پور – عمه جان

۴۴۱۲۱۹۵

محمدرضا طاهری – شب های محرم

۹۴۴۱۰۳

مجید بنی فاطمه – ابوفاضل

٢٢١١٣١٠

مجید بنی فاطمه – آقام ابوالفضل

٢٢١١٣١١

مجید بنی فاطمه – ای برادر آهسته تر

٢٢١١٣١۴

مجید بنی فاطمه – ای وای پسرم

٢٢١١٣١۵

آهنگ پیشواز ایرانسل محرم ۹۱

پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 22:52 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

وب سایت فارسی زبان برای دانلود ها | www.4downloads.ir

از داغ حسین اشک نم نم داریم ، در خانه سینه تا ابد غم داریم ، پیراهن و شال مشکی آماده کنید ، چند روز دگر تا به محرم داریم..!

 

 

 

ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
میان دل ز عشقت لاله باغیست ، بحمدالله که قلبم مست ساقیست ، بساط گریه را آماده سازید ، که ۳ شب تا محرم وقت باقیست..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
محرم آمد .. دلم مست و لبم مست و سرم مست ، بخون ای دل که صبرم رفته از دست ، بخون ای دل محرم اومد از راه ، بخون هاجر تو با عباس بی دست..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
ما  زین جهان از پی دلدار میرویم ، به شوق دیدار حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، ما بچه ی مسعودیه ایم از روی دیوار میرویم..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
تمام شد شب عید و نوای غم آید ، که نم نمک غم عالم به روی هم آید ، صدای قافله ی عشق میرسد بر گوش ، که چند شب دگر آقا محرمت آید..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
کم کم سیاهی علمت دیده می شود ، آثار خیمه های غمت دیده می شود ، افتاده سینه ام به تپشهای انتظار ، از روی تل دل حرمت دیده میشود..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
ارباب صدای قدمت می آید ، هنگامه ی اوج ماتمت می آید ، ما در تب و تاب غم تو می سوزیم ، ۲ شب دیگر محرمت می آید..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
خواستم شکوه کنم ، به دلم بد آمد ، یادم افتاد کسی هست که خواهد آمد ، حتم دارم کلماتش همه باران هستند ، حرفهایش به دل انگیزی قرآن هستند ، عطر هر گل چو مسیح از نفسش می بارد ، چه شبی می شود آن شب که علم بر دارد..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
هردم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله ، یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است ، این زن صدایش آشناست ، ای وای بر من زینب است..!
ΔΔΔΔΔΔΔΔΔاس ام اس فرارسیدن محرمΔΔΔΔΔΔΔΔΔ
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده ی پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود..!

پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 22:50 :: نويسنده : مصطفی رحمانی

وب سایت فارسی زبان برای دانلود ها | www.4downloads.ir

از بچه‌های کودکستان سوال هوش زیر پرسیده شد:«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت می‌کند؟» به دقت به شکل نگاه کنید.

 

 

 

 

جواب این تست هوش را می‌دانید؟

تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»

 

درباره‌اش فکر کنید …


هنوز نمی‌دانید به کدام طرف حرکت می‌کند؟

عیب نداره! ما به شما می‌گوئیم.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

تمام بچه کودکستانی‌ها جوابشان این بود: به طرف چپ.

وقتی از آن‌ها پرسیده شد: «چرا فکر می‌کنید که اتوبوس به طرف چپ حرکت می‌کند؟»

جواب همه‌شان این بود: «چون درب اتوبوس دیده نمی‌شود.»

خجالت کشیدید، مگه نه؟

عیب نداره! ناراحت نباشید.

من خودم هم جوابش را نمی‌دونستم

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
پیوندهای روزانه


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 9
بازدید هفته : 15
بازدید ماه : 142
بازدید کل : 43244
تعداد مطالب : 74
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1